تبليغاتX
صورتگر چین

صورتگر چین

نوشته های یک دانشجوی دکتری در کشور چین

 

سلام

این آخرین پست امسال من است. دوست داشتم که این پست به صورتی دیگر باشد، چند مطلب طنز هم نوشته بودم اما آمدنم به ایران و کارهای عقب مانده فرصت نداد که آنها را تکمیل کنم.

به هرحال گفتم از آخرین فرصتی که اینجا برای  اتصال به اینترنت استفاده کنم و به همهٔ دوستان و عزیزانم در داخل و خارج از ایران تبریک بگویم. سالی‌ سرشار از خوشیها را برای همه آرزو می‌کنم.

شاد و پیروز باشید

پا نوشت: از تمام دوستان وبلاگی که تو این مدت بهشون سر نزدم معذرت می‌خوام. آمدن به ایران همانا و به هم ریختن برنامه‌ها همانا!

پا نوشت۲: فکر کنم تا وقتی‌ که در ایران هستم، یعنی‌ تا حدود ۳ هفته دیگه، نتونم آپ بشم. پس از همین حالا معذرت!

پا نوشت۳: .. وقتی‌ رندی و طرب کردن رندان پیداست!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 5:29 توسط یاسر سعیدی های نیاز| |
این تصویر خیلی بامزه بود. گفتم بگذارم اینجا دوستان فیضش را ببرند.

 

تابعد!

نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:26 توسط یاسر سعیدی های نیاز| |
 

این روزها بحث روابط ایران و آمریکا بسیار داغ است و شاید از زمان تسخیر لانه جاسوسی هیجان و حساسیت مردم تا به این حد نرسیده باشد. همزمان با این بازار داغ نیز انواع و اقسام تحلیلهای کارشناسانه است که در هر کوی و برزنی منتشر میشود  و در این باب تنها حاجه حافظ مانده است که یک تحلیل و اظهار نظری در این مورد بنماید. در این شرایط من هم احساس تکلیف کردم و به میدان تحلیلهای سیاسی آمدم .

اولین سوال این است که آیا چیزی در آمریکا تغییر کرده است؟ یعنی به غیر رییس جمهور سیاه پوست و رکود اقتصادی چیز دیگری هم در آمریکا تغییر کرده است؟ و شاید بهتر است این گونه بپرسیم که  آیا آمریکا سیاستهای خود را تغییر خواهد داد؟ پاسخ صراحتا این است: خیر! خود اوباما با وقاحت تمام چشم در چشم خبرنگار عرب زل زده است و گفته است ما دست دراز میکنیم! در حالی که به گواهی صفحات تاریخ، ما یکی از رکودداران بیشترین دراز دستی به کشورمان هستیم و هنوز اکثر ما داغدار  دست درازی صدام به کشورمان هستیم آنوقت من نمیدانم این اوباما با خودش چه فکر کرده؟ فکر کرده اگر با خنده بگوید ما به شما درازدستی میکنیم ما میگیم بفرما!

سوال دوم هم این است که واکنش ایران چه خواهد بود؟ پاسخ ایران به این بستگی دارد که وقتی مشتش را باز میکند در آن چه باشد. اگر گل باشد خوب در این صورت آمریکا گیر میدهد که ما تا به حال در مورد وجود گل پنهان کاری کرده ایم و به همین دلیل یک پرونده دیگر در شورای امنیت باز میشود و دوباره کار به آژان و آژان کشی می کشد. اگر هم دست ایران پوچ باشد در این صورت ما چیزی نداریم که بتوانیم به وسیله آن در مذاکرات چانه بزنیم و امتیاز بگیریم . بنابراین در هر دو حالت این مذاکرات فقط در حد سلام و علیک و تو رو خدا بفرمایید شیرینی و اینا برگزار خواهد شد و نتیجه ای در بر نخواهد داشت.

حالا بیایید تاثیر این اوضاع را در اتمسفر سیاسی ایران بررسی کنیم.برای بسیاری از سیاستمداران، اولین پرسشی که در این باره مطرح شده این است که ما باید کدام مشتمان را باز کنیم؟ و بعد این که چه کسی را باید بفرستیم جلوی آمریکاها تا مشت باز شده اش را نشان دهد؟ این دو سوال هر چند سوالاتی کلیدی هستند اما مهمترین سوال این است که اصلا گلی در کار هست و اگر هست در دست کیست؟ به همین دلیل هم می بینید سیاسیون که با روشهای مچ گیری آشنایی کامل دارند در مقیاس وسیع اقدام به  مشت گیری کردند تا بفهمند توی مشت حریفهای سیاسیشان چیست و این روزها کارایی دیگر مشت (باز شدن) نیز به کارایی معمولش ، کوبیده شدن به دهان استکبار، اضافه شده است.

مساله دیگری که باید بدان توجه ویژه داشت این است که واکنش ما باید چگونه باشد. حالا که آمریکا دستش را دراز کرده و گیر داده توی مشت ما را ببیند، ما چه باید بکنیم؟ من فکر میکنم که ما باید ابتکار عمل را به دست بگیریم. قدما گفته اند که جواب های، هوی است. ما هم باید از همین تاکتیک استفاده کنیم. البته دیگرانی هم هستند که با استناد به همین حکمت باستانی ما گفته اند که ما هم باید دستمان را دراز کنیم که نتیجه اش باز شدن مشتمان خواهد بود و بنا به دلایلی که ذکر شد نتیجه ای در برنخواهد داشت. اما   پیشنهاد من بر خلاف نظر این آقایان که مبتنی است بر درک سنتی از های و هوی، مبتنی است بر درک پست مدرن از این قانون. من میگویم: آمریکاییها دست خود را دراز کرده اند. ما هم در مقابل میتوانیم

1-پایمان را دراز کنیم: فایده اش این است که پایمان از گلیممان درازتر میشود و تا آمریکاییها بتوانند به درستی تخمین بزنند که ما چقدر پایمان را دراز کرده ایم، دست دراز شده شان خسته میشود و مجبور میشوند از این سیاست دست بکشند. در این صورت ما میتوانیم با پا پس کشیدن باب مذاکرات را با موقعیت برتر خودمان باز کنیم

2-زبانمان را دراز کنیم: فایده اش این است که آمریکاییها شوکه میشوند و دستشان را روی صورتشان میگذارند.

3-روده مان را دراز کنیم: استعداد روده درازی ما ایرانیها امری غریزی است و امروزه با دستاوردهای دانش ژنتیک مشخص شده است که ژن YP-GL234 که روی کروموزوم 21 و تنها در منطقه ایران فعال میشود مسوول روده درازی است. بنابراین برتری ژنتیکی ما به نفعمان تمام خواهد شد

4-گردنمان را دراز کنیم: فایده گردن درازی با توجه به سابقه پهلوانی در کشور ما و با وجود قویترین مرد جهان در ایران دیگر اظهر من الشمس می باشد.

5- خود آمریکاییها را دراز کنیم: اگر چه  مذاکرات کمی صحنه دار میشود و هنوز درمانی برای ایدز پیدا نشده است اما تاثیرگذاری اش با هیچ روش دیگری قابل مقایسه نیست.

تا بعد!

پانوشت: این هم قالب روشن. آنچه شما خواسته اید!

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 13:10 توسط یاسر سعیدی های نیاز| |
این طنز را تقدیم میکنم به دوستان عشق ریاضیات و محورهای مختصات دکارتی. هر چند در این پست فارسی را پاس نداشته ام اما امیدوارم مطلب جوری باشد که بتواند خوانندگان را قلقلکی بدهد. اگر این اتفاق میمون افتاد شاید در پستهای دیگر نمونه هایی دیگر از این کارها را بگذارم. لطفا نظرات خود را دریغ نفرمایید.

 

 

پانوشت: قالب قبلی کمی برایم خفه کننده شده بود و من دیگر نمیتوانستم تحملش کنم. به همین دلیل هم فعلا این قالب را همینطوری انتخاب کرده ام تا بعد ببینم چه باید کرد. از دوستانی که در امور  مربوط به قالب وبلاگ سررشته دارند تقاضا میشود ما هم بازی!

تا بعد

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 18:50 توسط یاسر سعیدی های نیاز| |

 

 

هرمنوتیک (به فرانسوی: Herméneutique) به معنای خبردادن و ترجمه کردن و تعبیر کردن، علم یا نظریهٔ تأویل است. علمی که مسئله فهم متون و چگونگی ادراک و فهم و روند آن را بررسی می‌­کند. واژه هرمنوتیک در قرنِ هفدهم به کار رفته است، اما تازه در آغازِ قرنِ نوزدهم است که با تلاشِ فکری فردریک شلایرماخر رواجِ عمومی می‌یابد.

با این مقدمه میخواهم بگویم که قرار است سلسله طنزهایی را با کمک علم فخمیه هرمنوتیک به رشته تحریر درآورم که تاویل و تفسیر ما ایرانیها را از آنچه که میبینیم یا میشنویم نشان دهد. اولین پست از این سری را به خاطر فداکاری، حضور شبانه روزی، پرشور و پر سر و صدای قشر همیشه در صحنه تاکسی رانان به آنان اختصاص میدهم. در این پست سعی میکنم به این سوال پاسخ دهم که یک راننده تاکسی چه تاویل یا تفسیری در برخورد با پدیده های آشنای شهری دارد؟

علامت عابرپیاده (یا خط کشی عابر پیاده در خیابان) : محل عبور از روی عابرپیاده

علامت توقف مطلقا ممنوع : توقف کمتر از یک ساعت مطلقا ممنوع

علامت دور زدن ممنوع: دور زدن با زوایه کمتر از 360 درجه ممنوع

علامت بوق زدن ممنوع: زدن بوقهایی که صداهایی معمولی دارند ممنوع

علامت خیابان یک طرفه: هر طرف که شما بروید این خیابان همان طرفی است

علامت خط ویژه اتوبوس: یه جایی هم به اتوبوس اختصاص داده شود

علامت ورود ممنوع: ورود هر گونه راننده سوسول ممنوع

علامت سبقت ممنوع: سبقت با سرعت کمتر از ۲۰۰ ممنوع

چراغ راهنمایی بدون حضور پلیس:شلغم

چراغ سبز: عبور با سرعت ۶۰

چراغ زرد: عبور با سرعت ۸۰

چراغ قرمز: عبور با سرعت ۲۰۰

 چراغ قرمز چشمک زن: با احتیاط از روی عابرین پیاده رد شوید

چراغ زرد چشمک زدن: برای رد شدن از روی عابرین پیاده احتیاط لازم نیست

حداکثر سرعت مجاز: حداکثر قدرت موتور

پلیس: کمربندها را محکم ببندید

مسافر: محل توقف خودرو، ایستگاه تاکسی

پیاده رو: خیابان چند طرفه

تاکسیمتر: مصرف کننده برق

کرایه تاکسی منصفانه: کرایه واقعی ضرب در خنده بر لب داشتن(ضریب ۱.۵)، گاگول بودن(ضریب۲)، مودب بودن(ضریب ۳)، بالاشهری زدن(ضریب۴)، کروات داشتن(ضریب۵)، دست تو دست یه بابای دیگه ای داشتن (ضریب ۱۵)، شهرستانی بودن (توان دو)

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 17:40 توسط یاسر سعیدی های نیاز| |