صورتگر چین
نوشته های یک دانشجوی دکتری در کشور چین
در نگاه یک سوسک، چکمه و دمپایی یکی است.
دیگ به دیگ میگه: 1-سلام .بچه ها به من میگن سیا. به تو چی میگن؟ 2-من رو از چین وارد کردن. تو
رو از کجا؟ 3-تو هم وقتی اون ملاقه رو
هر میگردونن سرت گیج میره؟ 4-شنیدی با ماها و قاشق و چنگال
انرژی هسته ای تولید کردن؟
مردی نبود فتاده را .... 1-پای زدن 1-لگد زدن 3-شوت کردن 4-سانتر کردن
شاهدان در جلوه و من شرمسار
.... 1.کیسه ام 2.گشت ارشادم 3.مامان و بابامم 4.زنمم
...در جلوه و من شرمسار کیسه ام 1.حاضران(در جلسه دفاع از دکتری) 2.ماموران(سر میدان ولی عصر) 3.ناظران (سر ساختمان) 4.ناقدان( جشنواره ادبی)
موشه تو سوراخ نمیرفت .... 1.رفت شهرداری مجوز تعریض
سوراخش رو بگیره 2.از دست سازنده سوراخ شکایت
کرد 3.انداختش به یه موش دیگه که اونم تو سوراخ نمیرفت 4.رژیم لاغری گرفت
نو که اومد به بازار... 1-میریم جلوی بابامون دست به
سینه و در حالی که اشک در چشمامون جمع شده
میشینیم و آه میکشیم 2-میریم میخریم پولش را جا
میکنیم تو فاکتورهای خرید شرکت 3-با دوست پسر/دخترمون از جلوی
مغازه رد میشیم و در حالی که زل زدیم به
جنس مورد نظر، میگیم: "عزیزم میدونی چقدر دوستت دارم." 4-سعی میکنیم تا برج بعد از
جلوی بازار رد نشیم
آرامش قبل از ... 1.طوفان 2.انتخابات 3.خلق حماسه (در محافل بین
المللی) 4.تصویب یک طرح کارشناسی شده
چه کسی بود صدا زد سهراب!؟ 1-طلبکارها 2-گشت ارشاد 3-مراقب جلسه 4-زندانبان 1-استفاده از انرژی ماه : در این روش ابتدا یک ماه را پیدا کرده و آن قدر
سماجت به خرج میدهیم که ماه مذکور راضی
شود که در یک مدار بیضی وار دورش بگردیم و قربان صدقه اش برویم. در این صورت در هر گردش معادل یک تن
سوخت فسیلی شما انرژی کسب کرده و به این ترتیب حاضر میشوید حتی در یک روز بارانی، از دربند
تا قلعه مرغی را پیاده طی کنید. در صورتی که حداقل دو بار در هفته فرصت گردش به دور ماه مورد نظر ایجاد شود، با یک حساب سرانگشتی میتوان فهمید که صرفه جویی عظیمی در مصرف سوختهای فسیلی هحاصل خواهد شد. البته ممکن است از اواسط راه مجبور شویدب اقی مسیر را
با ماشینهای گشت طی کنید. بنابراین به منظور حداکثر میزان صرفه جویی در مصرف سوخت لطفا از قبل با
تهیه نقشه ای از کوچه پس کوچه های تهران و علامت زدن محل گشتهای عزیز ارشاد ، مسیر
خود را به درستی انتخاب کنید تا وقت و انرژی این دوستان نیز بیهوده مصرف نشود. 2-استفاده از انرژی باد: در این روش ابتدا یک باد سنج خریده و در جای
مناسب نصب میکنیم. در این صورت با وزیدن بادهای موسمی سیاسی و اقتصادی در کشور ما
( که از این لحاظ کشور ما بر خلاف مبانی جغرافیایی که کشوری گرم و خشک است، کشوری
طوفانی همراه با گردبادهای موسمی تلقی میشود) میتوانیم جهتش را تشخیص داده و خود
را در مسیر آن قرار دهیم. اگر بتوانیم مدت زمانی معادل یک فصل خود را در مسیر
این باد نگه داریم در این صورت لازم نخواهد بود که برای گرفتن یک وام به هزار جا
مراجعه کنیم یا برای ثبت نام بچه مان به هر کس و ناکسی رو بیندازیم و به این ترتیب
صرفه جویی عظیمی در مصرف سوختهای فسیلی و سفرهای درون شهری ایجاد میگردد. 3-استفاده از انرژی هسته ای: در این
روش کافی است یه جوری (حتی شده با جعل مدرک) خودتان را به
سازمان انرژی اتمی بچسبانید. حتی دو سه ماه کار کردن در آبدارخانه انرزی اتمی هم کفایت
میکند. سپس ویزا میگیرید به قصد زیارت کربلا راهی عراق میشوید و از آنجا به آمریکا
میروید و ادعا میکنید که از سازمان انرژی ااتمی با چه سختی ای فرار کرده اید و هم
اکنون کل گروههای تروریستی در لیست سیاه
آمریکا دنباال ترور شما هستند. در این صورت شما پس از امضای یک سری کاغذ که
آمریکاییها به شما میدهند ، اطلاعات مخفی هسته ای کشورمان را فاش میکنید و
پناهندگی میگیرید و تا اخر عمر در آمریکا زندگی میکنید. در این صورت به میزان تمام
سفرهای درون شهری و برون شهری که شما و زن و فرزندانتان میتوانستند در ایران داشته
باشند صرفه جویی خواهد شد. 4-استفاده از انرژی زمین گرمایی:
در این روش با استفاده بیشتر از حشره کشها و دیگر مواد مخرب،
لایه ازن را سوراخ سوراخ میکنیم تا زمین گرم شود و یخها ی قطب شمال ذوب شده و
به این ترتیب علاوه بر زیر آب رفتن آمریکا و روسیه و بخش اعظم اروپا، توزیع وزن
زمین برهم خورده و محور زمین از حالت مایل به صورت قائم درآید و فصلها به طور
کلی از بین بروند و هوا
"همیشه پاییز شود" که نه سرد است و نه گرم وبنابراین دیگر نیازی به کولر و بخاری نخواهد بود! 6-انرژی زیست توده: در این روش ابتدا باید یک توده زیستی تشکیل دهیم.
مثلا یک دفعه در یک متر جا ده برج 50 طبقه میسازیم!. بهترین مونه زیست توده تولید شده توسط انسانها بنا به نظر تمامی زیست توده شناسان "ابرشهر تهران" است. بعد از ایجاد زیست توده از کارخانجات ماشین
سازی میخواهیم که برای همه
این زیست توده ماشین بسازند. در مرحله برنامه های تعریض معابر را هم به کندی
هر بیشتر انجام میدهیم. از چراغهای راهنمایی هم استفاده میکنیم که زمان سبز یا
قرمز شدن را غلط نشان بدهند تا تصادفات دلخراش بسیاری هم رخ دهد. در این صورت
اکثریت زیست توده مذکور چاره ای ندارند جز اینکه زندگی شان را به منطقه بیست متری
دور خود محدود کنند و به این ترتیب صرفه جویی عظیمی در سفرهای درون شهری و مصرف سوختهای فسیلی حاصل میگردد.
آب از دستش نمیچکه چون: 1-جنس ایزوگام دستش خوبه 2-سوراخهای دستش رو پر کرده 3-هیچوقت دست و صورتش رو
نمیشوره 4-جنس آبش خوبه!
جیب خالی پز 1-آلی 2-معدنی 3-تجزیه 4-شیمی فیزیک
هر که بامش بیش .... بیشتر 1-سقفش 2-مالیاتش 3-ثروتش 4-عیالش
آسمان همه جا 1-آبیه 2-قرمزه 3-نه آبی نه قرمز ، تیم ملیه 4-همین هاست که توی ورزش
میمیونه!
کار هر کس نیست خرمن کوفتن گاو
نر میخواهد و ... 1-ماشین خرمن کوبی 2-پول و پله 3-پارتی 4-ضامن معتبر
اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه
کرده بدان 1-همین الان اکس زده و تعادل
نداه وایسه 2-از دست مامورها فرار کرده و
میخواد نفس تازه کنه 3-از خونشون فرار کرده و مونده
چه غلطی بکنه 4-علافه و کار دیگه ای نداره
بکنه
کشکت رو ... 1-میسابی (مجوز نمیدن بسابی) 2-میسابن (خودشون برات میسابن) 3-میذارن دم کوزه آبش رو بهت
میدن 4-میریزن رو آش میدن مستضعفین
جهان
فکر نان کن که .... 1.خربزه آب است 2.آب روشنایی است 3.روشنایی پول است 4.پول نان است! همه میدانیم که عشق خطرناک است و عاشق خود را در معرض خطرهای زیادی قرار میدهد مثل خطر له شدن. پوچ شدن. درهم شکستن. خالی شدن. ذوب شدن. گم شدن و... همه ما با این خطرات عشق آشناییم. اما این پست در مورد جنبه دیگری از خطرات عشق است که کمتر مورد توجه نویسندگان و فیلم سازنان قرار گرفته و توسط یک عکاس خوش ذوق شکار شده است. بدون هیچ توضیح دیگری به عکس زیر که در کشور بادامیها گرفته شده است نگاه کنید و به این فکر کنید که در گرماگرم حرارت لبها و رخوت تن چه اتفاقها که نمیتواند رخ دهد! پانوشت 1: این احتمال وجود دارد طرف جای اینکه دزد باشد ، رقیب عشقی شکست خورده ای باشد که برای انتقام و ضدحال زدن این کار را انجام دهد. البته اینجا (چین) رقابت عشقی مثل ایران به کشت و کشتار نمیکشد و به یکی دو تا فحش حل میشود! پانوشت2: احتمال دیگر هم این است که مرد جیب بر پدر دختر باشد که آمده است ببیند حالا که دخترش خر شده، پسره مایه کافی داره تا خرش کنه که دخترش رو بگیره یا نه؟! اینکه میگویند نویسنده باید در سرزمین خودش باشد بنویسد را راست میگویند. من کلا از 17 روزی که در ایران بودم چهار روز فقط حالم خوب بود.اما توهمین مدت این قدر سوژه طنز به ذهنم خطور کرده که حالا حالاها باید در موردشون بنویسم. این شما و این هم اشارت دیگری به کشور گل و بلبل! فکر میکنید سرعت اینترنت ایران در
مقایسه با سرعت حرکت چه جانداری خوب است؟ 1-چیتا 2-اسب 3-فیل 4- کوالا 5- لاک
پشت 6- حلزن 7-اصولا مقایسه سرعت آن با سرعت جانداران درست نیست. در حین بالا آمدن کامل یاهو کدام یک از
کارهای زیر را به طور کامل میتوان انجام داد؟ 1-پخت غذا برای مهمانها 2-دیدن فیلم سینمایی با تمام آگهیهای
قبل و بعدش 3-خواند رمان 10 جلدی کلیدر 4-رفتن به تعطیلات آخر هفته به شمال با
بر و بچ 5-رفتن تا دم شرکت یاهو در آمریکا و
برگشتن (در این صورت میتوانید میتوانید محتویات سایت را دستی بگیرید)
به نظر شما با توجه پخش نشدن
اینترنتی شبکه های ایران از طریق سایت irib کدام یک از دلایل زیر
را میتوان دلیل راه انداختن این سایت دانست؟ 1معرفی الگوهای مناسب در سطح جهان
برای کسانی که در ایران زندگی میکنند و از طریق تلویزیون این شبکه ها را میبینند. 2-ایجاد شبهه در نظام ناسالم خبررسانی
در سطح بین الملل با انجام اعتصاب تصویر 3-تبیین ارزشهای اسلام با استفاده از
روش تقیه 4-سکوت بهتر از خاموشی است! به نظر شما "دولت
الکترونیک" چه چیزی کم دارد؟ 1-علامت تعجب 2-علامت سوال 3-علامت کارگران مشغول کارند 4-علامت رنگی نشوید!
به نظر شما کدامیک از کاربردهای
اینترنت در ایران رواج بیشتری دارد؟ 1-چک کردن ایمیلها و خواندن جکها 2-پاسخ دادن به ایملیها و فوارد کردن
جکها 3-باز کردن یاهو مسنجر و دیدن جکهایی
که از طرف دوستان به صورت آف آمده است 4-سند تو آل کردن جکها برای باقی
دوستان 5-سرچ کردن جکها و سیو کردن آنها تا در
برای دوستان اس ام اس شود با توجه به بحث داغ بومی سازی در کشور
ما ، به نظر شما واحد بیگانه " بایت بر ثانیه" باید با کدامیک از
معادلهای بومی زیر جایگزین شود؟ 1-بایت بر ساعت 2-بایت بر روز 3-بایت بر هفته 4-بایت در ماه 5- تو هم
خوشحالیها؟ زین پس بجای واژه بیگانه اینترنت
بگوییم: 1-تر نت 2-تر 3-... 4-کلا از شرم سرخ بشیم و چیزی نگیم طبق یک بررسی رسمی و برای اولین بار5 روش برتر خودکشی برای شما دوستان عزیزی که هنوز به کشتن خود با پرت کردن از بلندی یا استفاده از طناب دار می اندیشید، ارائه میشود. لطفا پس از مرگ رضایت خود را از روش انتخاب شده ، به روابط عمومی سازمان خودکشی ها به آدرس جهنم، چهلم غربی ، خیابان شکوفه ،جنب دیگ دوم ، ارسال بفرمایید: 1)استفاده از اینترنت: توسط یک خط دیل آپ به اینترنت وصل شده و در صفحه اینترنت اکسپلورر تایپ کنید http://www.yahoo.com. سپس قسم بخورید که تا یاهو بالا نیامده کاری دیگری نکنید. بدین ترتیب بعد از یک هفته از گرسنگی خواهید مرد 2)استفاده از سینما: یک دی وی دی را به زبان اصلی گرفته و نگاه کنید. مهم نیست که بفهمید بازیگران چه میگویند، فقط آن را نگاه کنید. سپس آنرا از ویدئوکلوپ اجاره کرده یا از طریق تلویزیون تماشا کنید. بعد از دیدن فیلم دوم از خود سوال کنید که شما چه فرض شده اید؟ در این حالت در دم سکته قلبی کرده و دار فانی را وداع میکنید.(نکته آموزشی : انجام این عمل به صورت برعکس نیز میتواند برای خودکشی مورد استفاده قرار بگیرد. منتها این بار مرگ به دلیل خفگی ناشی از ازدیاد ترشح بزاق دهان به علت دیدن قسمتهای جدیدی از بدن خانمها رخ خواهد داد.) 3)استفاده از تلفن همراه: یک خط ایرانسل گرفته و آن را در یک گوشی مدل بالا بیاندازید. بعد بروید بچسبید به پایه آنتهای دکل ایرانسل و تماسی برقرار کنید. سپس دو قدم به جلو برداشته و تماس دیگری برقرار کنید. در این حالت وقتی صدای ملیح اون خانومه رو شنیدید که مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد خود به خود فریاد زنان چنان سرتان را به دکل خواهید کوبید که منفجر خواهد شد 4)استفاده از مترو: در یکی از ساعتهای شلوغ مترو سوار مترو شوید. در حالیکه زیر فشار شدید و بوی عرق تا آستانه مرگ رفته اید، یک جوک خیلی خنده دار تعریف کنید. در این حالت با خندیدن اطرافیانتان بدن شما از سه چهار نقطه قطع خواهد شد و شما تکه تکه میشوید 5)استفاده از خودپرداز: در اول ماه پس از واریز کردن حقوقتان قصد کنید که از کارت حساب بانکی تان پول بردارید. قبل از اقدام نقشه ای از بانکهای موجود در تهران تهیه کنید و یکی یکی شروع کنید به چک کردن اینکه میتوانید پول بگیرید یا نه. پس از دو روز در حالی که خسته و کوفته دارید از جلوی بانکی رد میشوید و جمله "رضایت شما اعتبار ماست" را میبینید بی اختیار به سمت مامور بانک هجوم برده و آنقدر کتک میخورید تا قلبتان توی دهنتان بیاید. من بالاخره بعد از حدود ۱۷ روز سفر به ایران برگشتم . هر چند ۱۴ روزش رو مریض بودم اما از دیدن فک و فامیل و دوستهای گلم کلی روحیه گرفتم. خوشحالم که دوستهای به این خوبی دارم و امیدوارم که هر جا هستن خوش و خرم باشن. سال جدید رو با یک یک نوشته قدیمی ام شروع میکنم، زمانی کلی با حافظ رفیق بودیم و با هم توی کوچه فوتبال بازی میکردیم. آن موقعها ما خیلی با هم شوخی داشتیم. یادش بخیر! "یک دست جام باده و یک دست زلف یار تا صحنه های بعدی این ماهواره چیست!" پانوشت: تا بعد! سلام این آخرین پست امسال من است. دوست داشتم که این پست به صورتی دیگر باشد، چند مطلب طنز هم نوشته بودم اما آمدنم به ایران و کارهای عقب مانده فرصت نداد که آنها را تکمیل کنم. به هرحال گفتم از آخرین فرصتی که اینجا برای اتصال به اینترنت استفاده کنم و به همهٔ دوستان و عزیزانم در داخل و خارج از ایران تبریک بگویم. سالی سرشار از خوشیها را برای همه آرزو میکنم. شاد و پیروز باشید پا نوشت: از تمام دوستان وبلاگی که تو این مدت بهشون سر نزدم معذرت میخوام. آمدن به ایران همانا و به هم ریختن برنامهها همانا! پا نوشت۲: فکر کنم تا وقتی که در ایران هستم، یعنی تا حدود ۳ هفته دیگه، نتونم آپ بشم. پس از همین حالا معذرت! پا نوشت۳: .. وقتی رندی و طرب کردن رندان پیداست! تابعد!








